تبليغاتX
.::چند کلمه حرف حساب::. - روحانیت و گذار از سنت به مدرنیته

.::چند کلمه حرف حساب::.

روحانیت و گذار از سنت به مدرنیته

سلام علیکم

قبل از هر چیز از جمیع دوستان اهل علم که ملبس به لباس شریف روحانیت هستند و این نوشته را می خوانند می خواهم که جسارت بنده را در ورود به عرصه ای که خود اهل آن نیستم ولی زندگی شخصی خود به با احتمال ۱۰۰٪دیگر مردم ایران متاثر از آن است ببخشند.

واما اصل موضوع:همانطور که دوستان می دانند روحانیت با این شاکله و خطی مشی در حدود ۴۰۰ سال پیش یعنی در عصر حکومت صفویان و آنطور که من شنیده و خوانده ام با همت مرحوم شیخ بهایی(ره) در ایران بنا نهاده شد و حضور روحانیت در ایران مصادف با ورود آن به بدنه حاکمیت غالب آن زمان بود(به تحلیل نظریه تاین بی در کتاب فلسفه تاریخ نوشته دکتر شریعتی رجوع شود).

روحانیت با عبور از همه فراز و نشیب های تاریخ به سال ۱۳۴۲ رسید.یعنی آنجایی که روحانیت ایران خاصه حضرت امام(ره)در اوج مبارزاتی که نهضت آزادی و جنبش های دانشجویی پایه گذار بودند و با اصرار مهندس بازرگان و مرحوم طالقانی (ر.ک ار نهضت آزادی تا مجاهدین نوشته مهندس لطف الله میثمی)پا به عرصه گذاشت و به جهت پیوند بیشتر آنها با توده مردم و عوام در قیاس با نهضت ازادی و دیگر گروه های مبارز اعم از مسلمان و مارکسیست و...ره یک شبه را صد ساله پیمودند و با تلاش همه جانبه فرزندان ایران زمین و مدد خداوند سبحان این انقلاب به پیروزی رسید.

با پیروزی انقلاب.روحانیت ایران که بخش اعظم آن از بدنه حاکمیت بیرون رانده شده بودند به ناگاه خود تبدیل به اصل حاکمیت شدند و به حهت عدم دارا بودن فاکتور های لازم جهت گرداندن چرخ حاکمیت اعم از:

۱-نداشتن علم کشور داری

۲-سپردن عنان عقل به احساس که همراه با تائید از سوی توده مردم بود

۳-خودبینی و ترجیح دادن خودی نادان به غیر خودی دانا(من که هنوز معنی خودی و غیر خودی خوب نفهمیدم.....)

و.....

در سراشیبی شکست سیاسی در عرصه داخلی و خارجی قرار گرفتند.و به تبع آن چهره ای نه چندان زیبا از روحانیت در ذهن جامعه شکل گرفت و حائلی بین جامعه و روحانیت به وجود آمد که باعث شد که روحانیت در فضایی کاملا" ایزوله به حرکت خود ادامه دهد و بی خبر از جامعه و نیاز آن برای آن تکلیف معین کند....روحانیتی که میراث دار بزرگانی چون شیخ مفید بود که وقتی قصد بر آن کرد که در مورد آب چاه شهر محل اقامتش فتوایی صادر کند قبل از همه چاه منزل خودش را پر کرد که فتوایش عاری از هر گونه نفسانیات باشد.....(من از کجا عشق از کجا....)

اما امروز جامعه ایران به سمت دیگری در حرکت است.جامعه ما آرام آرام پوسته سنت را دریده و لباس مدرنیته بر تن میکند و قدم در مسیری می گذارد که شاهد تغییرات گسترده و گاهی شوک هایی خوهد بود که عبور به سلامت از آنها مستلزم آگاهی همه جانبه و استفاده همه جانبه از تجربیات دیگر جوامع می باشد.در گذار از این مسیر به جهت اینکه زیر پای اعتقادات فردی افراد خالی می شود(که طبیعت این گذار است)فرد تشنه حقیقت و دست آویزی برای نجات می شود و اینجاست حضور افکار غلط در جامعه چون سمی مهلک اما با طعمی شیرین و جذاب به کام افراد ریخته می شود و باقی ماجرا.....

حال روحانیت در ایران فرصتی طلائی به دست آورده است که علاوه بر اینکه یک خانه تکانی اساسی در اندیشه ها و تفکراتی که به زعم خیلی از آقایان از سکه افتاده اند خلا بین خود و جامعه را پر کند و به بازسازی چهره ای بپردازد که مخدوش گردیده و البته فراموش نکند که این بار نه با این نیت که بار خاطر باشد پا به عرصه اجتماع بگذارد و با ارتباط مستمر با دانشگاه و جامعه روشنفکری و خود را کنار آنها دیدن نه سوار بر آن و نیز حرکت در حیطه مشخص شده توسط جامعه و عدم دست اندازی به دیگر حریم ها دست در دست دیگر بخش ها جامعه در خور ایرانی بسازند.....

راستی چند وقت بود از دوستی به اسم "وجدان"که همیشه لطف میکنه و به ما فحش میده خبری نبود.

دوست عزیز ممنون از اینکه بعضی نکات رو یادآوری می کنی ولی من مرده فحش دادنت هستم.دمت گرم....

راستی آقای واحدی هم رفتند سوریه زیارت جایی که دل ما در به در آنجاست.....حاج آقا رضا بساز ما را....

التماس دعا

یا علی مدد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 20:5  توسط سید عبدالحمید  |