علی...
سلام علیکم
این روزها عطر یاد مولا علی(ع) دل شیعه را رنگ و بویی دیگر داده است.هنوز صدای عدالت را از دیوارهای مسجد کوفه می توان شنید.هنوز کوچه های کوفه از اثر قدمهایی می گویند که درد بشریت را به دوش می کشید.دردی که فقط و فقط چاه تحمل شنیدنش را داشت و سیاهی شب توان پوشاندنش را.
هر وقت به دالان پیچ در پیچ دراز تاریخ سرکی میکشم و نگاهی به تاریخ پر از فراز و نشیب اسلام و خاصه تشیع می اندازم به تنها نتیجه ای که می رسم اینست که تشیع مظلوم است اما مظلومیتی نه از جنس جور حکام جائر و نه از بی وفائی مردم هم عصر بلکه از جور به اصطلاح پیروان تشیع که ندانسته و بدون اینکه خودشان اراده کنند بیشترین ستم را علیه تشیع روا داشتند.
جای دوری نمی رویم بگذارید از دو روایت شروع کنیم:
۱-مولا علی(ع) در مسجد بعد از تمام شدن نماز رو به مامومین(همه مامومین شیعه بوده اند)کرده و می فرمایند:سلونی قبل ان تفقدونی.
فقط کسی جرات این ادعا را دارد که به واسطه علم لدنی در دریا مواج و پر در و گوهر علم غوطه میخورد و هر دم از شراب ناب علم توحیدی سر مست و مدهوش می شود.
آنگاه شخصی بلند می شود و می پرسد:یا علی(ع) من چند تار مو در سر دارم؟؟؟؟؟
۲-بنیانگذار فقه ناب جعفری آقا امام صادق در بیان کج فهمی و ندانم کاری برخی از اطرافیان میفرمایند:
قسم ظهری رجلان جاهل متنسک و عالم متهتک.
برای قضاوت در این مورد کافیست کمی فکر کنیم.یعنی برخی علما هم...؟؟؟
اگر نگاهی به آثار روشنفکران دینی معاصر علی الخصوص معلم شهید دکتر علی شریعتی بیندازیم خواهیم دید که در دوره حکومت فاسد پهلوی که روشنفکران و قشر خاصی از حوزویان که دغدغه موجه کردن حکومت و پیدا کردن نسبت بین حاکمان و خدا و ائمه را نداشتند و در پی حقانیت شیعه بودند نه چیز دیگری از دردی می سوزند به نام کج فهمی.
شریعتی و شریعتی ها مظلومیت شیعه را در این نمی دیدند که علی را دست بسته به اسب بستند و دور شهر گرداندند و یا اینکه فاطه(س)را بین در و دیوار کتک ردند که بر عکس تکیه بر مسائلی از این دست که تاریخ نیز دز آن شک و شبهه وارد کرده است نه تنها سندی بر مظلومیت شیعه بلکه نماد ناتوانی عالمان دینی در جذب توده مردم به سوی مغز و محتوایی میدانند که در زیر پوسته شرع و فقه قرار دارد.
و در سالهای اخیر با رواج لجام گسیخته مداحی ها و ثنا گوئی های کفر آمیز و حمایت حاکمیت از آنها این غده چرکین اجازه دست اندازی و رسوخ به دیگر ابعاد مکتب تشیع یافته و تبدیل به مرضی مزمن شده است.
دیشب توفیقی دست داد و از محضر دکتر کدیور مطابق سنوات بهره مند شدم.موضوع بحث دیشب شفاعت و شرایط آن بود که به قول خود دکتر کدیور قرار بود موضوع بحث مظلومیت خداوند باشد که به دلیل جلوگیری از نا امیدی موضوع را عوض کرده اما محتوا همان بود.
بیایید بر مصیبت شیعه و مولایش علی(ع) بیاندیشیم.
و در آخر گوشه ای از کویریات معلم شهید:
مرا در اینجا در این تنهائی جاوید و ساکتم آرام بگذار!تو بیست سال دیگر بی من باید دست در آغوش لحظات سرشار از بودن و زندگی کردن باشی؛باشی و زندگی کنی.باشی و زندگی کنی...باشی و زندگی کنی....
آری باشی و زندگی کنی....که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله عشقهای بلند پائین نخواهم آورد.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.![]()
