السلام علیک یا جعفر ابن محمد الصادق(ع)
فردا روز یتیمی فقه ناب و زیبای تشیع است.
هر قدر خواستم که از خودم چیزی بنویسم نتوانستم چرا که خود را کوچک تر از آنی میدانم که در وصف این بزرگان قلم فرسایی کنم که هر آنچه من در وصف صفات این عزیزان بگویم به جهت قصور در آگاهی و جهل غالب کسر شان این عزیزان است.
از همین روی تصمیم گرفتم که جملاتی چند از دریای"تذکره الاولیاء"به جهت رفع عطش تقدیم کنم که حاوی نکاتی در خور توجه است.
فقط این نکته را اشاره کنم که فرید الدین عطار نیشابوری(اعلی الله مقامه الشریف)اهل سنت و جماعت بود.
از اینکه این بار کمی مطلب طولانی شد عذر می خواهم.![]()
آن سلطان ملت مصطفوی آن برهان حجت نبوی, آن عامل صدیق, آن عالم*, تحقیق آن میوه دل اولیاء, آن جگر گوشه انبیا, آن ناقد علی, آن وارث نبی, آن عارف عاشق جعفر الصادق رضی الله عنه.گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم کتابی جداگانه باید ساختاین کتاب رح اولیاست که بعد از ایشان بوده اند.
اما به سبب بترک به صادق(ع)ابتدا کنیم که اونیز بعد از ایشان بوده است.و چون از اهل بیت بود و سخن طریقت او بیشتر گفه است و روایت از وی بشتر آمده است,کلمه ای چند از آن از آن او بیاوریم که ایشان همه یکی اند ,چون ذکر او کرده شود از آن همه بود,بینی که قومی که مذهب او دارند مذهب دوازده امام دارند.یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.اگر تنها صفت او گویم به زبان عبارت من راست نیاید که در جمله علوم و اشارات و کفایات بی تکلف به کمال بود و قُدوه جمله مشایخ بود و هم محمدیان را امام و هم اهل ذوق را پیشرو و هم اهل عشق را پیشوا,هم عباد را مقدّم,هم زهاد را مکرّم,هم صاحب تصنیف حقایق ,هم در لطایف تفسیر و اسرار تنزیل بی نظیر بود و از باقر رضی الله عنه بسیار سخن نقل کرده است و عجب دارم از آن قوم که ایشان خیال بندند که اهل سنت و جماعت را با اهل بیت چیزی در راه است که اهل سنت و جماعت اهل بیت را باید گفتبه حقیقت و من آن نمیدانم که کسی در خیال باطل مانده است.
آن میدانم که هر که به محمد(ص)ایمان دارد و به فرزندانش ندارد,به محمد ایمان ندارد.تا حدی که شافعی در دوستی اهل بیت تا به حدی بوده است که به رفضش نشبت کردند و او در آن معنی شعری گفته است یک بیت از آن اینست:
لو کان رفضا" حب آل محمد فلیشهد الثّقلان انّی رافض
.....نقل است که داوود طایی پیش صادق(ع) آمد و گفت:ای پسر رسول خدا!مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.(قابل توجه نایب پنجم امام زمان و اعوانه!!!!)گفت یا باسلیمان!تو زاهد زمانه ای.تو را به پند من چه حاجت است؟
گفت:یا با سلیمان!من از آن میترسم که به قیامت جدّ من دست در من زند که چرا متابعت من نگزاردی؟این کار به نسبت صحیح و به نسبت قوی است. این کار به معاملت شایسته حضرت حق بود.
داوود بگریست و گفت: بار خدایا!آنکه معجون طینت و ازآب نبوّت است و ترکیب طبیعت او از اصل برهان و حجّت,جدّش رسول(ص) است و مادرش بتول(س),او بدین حیرانی است داوود که باشد که به معامله خود معجب شود؟؟؟
*دقت کنید که عمل قبل از علم آمده است.(یعنی همان تئوری ناب مرحوم دکتر شریعتی(رفع الله درجاته)در باب انقلاب و فعل و قول)
ان شاالله در پست های آینده در باب نکات نهفته در این عبارات بیشتر توضیح خواهم داد.
التماس دعا
یا علی مدد![]()
