تبليغاتX
.::چند کلمه حرف حساب::.

.::چند کلمه حرف حساب::.

مسئولیت ما...

سلام علیکم

قبل از هر چیز یک نکته را یاد آور بشوم:

هنگامی که داشتم پست قبلی را می نوشتم به خاطر کار عجله ایی که پیش آمد نتوانستم مطلب نوشته شده را بازنگری کنم و بلافاصله بعد از نوشتن آپلود کردم پیش بینی هم میکردم که دارای اشباهاتی باشد.اولین اشتباهم این بود که در های لایت کردن "معلم شهید دکتر شریعتی" واژه معلم نصفه و نیمه ها لایت شده بود و دومین اشتباهم در سطر آخر بود که کلمه "رهرو" را به اشتباه "ررهو"نوشته بودم که تصحیح شد.از همه عزیزانی که پست قبلی را خواندند و عذر میخواهم و امیدوارم که ناراحت نشده باشند.

ظاهرا" درسهای سنگین دانشگاه و پروژه دکتر حقی فام دارند یواش یواش اثر می کنند.

طاعات و عباداتتان ان شاالله مقبول درگاه حضرت احدیت باشد و رجاء واثق دارم که همانطور که حقیر با همه روسیاهی همه عزیزانی را که التماس دعا داشتند در شبهای قدر یاد کردم دوستان نیز بنده عاصی و گناهکار را از دعای خیر فراموش نکرده اند و به حق عزت ذوالجلالی مشمول رحمت واسعه حضرت دوست شده باشیم و "عتقاء من النار".

شب جمعه در بازگشت از منزل شیخ عبدالله نوری با دکتر پورنجاتی بر سر نوشتن وبلاگ و اینکه حیف است کسانی مثل ایشان که هم چهره ای فرهنگی و هم سیاسی هستند و دارای مطالعات گسترده در مباحث دین شناسی و تاریخ معاصر هستند به نوعی دور از دسترس جامعه باشند و دیگران از نظرات ناب و عالمانه شان بی بهره باشند مقداری صحبت کردیم.

وقتی از ایشان پرسیدم که چرا وبلاگ نمی نویسید ایشان جوابی دادند که شاید سرمشق خوبی برای من و همه وبلاگ نویسان و خاصه سیاسیون وبلاگ نویس است.فرمودند:من اگر بخواهم وبلاگ بنویسم و وارد دنیای مجازی بشوم نمیتوانم نسبت به سوال هایی که از من پرسیده میشود و یا انتقاد هایی که به حق یا ناحق از من میشود بی تفاوت باشم و خودم را ملزم می دانم که جوابگوی همه آنها باشم و من در حال حاضر وقت انجام این کار را ندارم و نمیتوانم جوابگوی محبت دیگران باشم.و اشاره ای هم به وقت زیادی که در اورکات صرف پاسخ گویی به ایمیل ها میشد کردند و اینکه خبرنگار ها که ایشان را گاها" سخت گیر می آوردند فقط با سوراخ دعا را پیدا کرده بودند.

راستش من در بین وبلاگ نویسان سیاسی و سیاسیون وبلاگ نویس کمتر چنین احساس مسئولیتی را دیده ام و این امر به قطع یقین ناشی از کمبود وقت است.اما چه بهتر که قبل از اینکه قدم در این راه بگذاریم به وبلاگ نویسی به دید سرگرمی نگاه کنیم بهتر است که از همان اول با خود عهد کنیم که با ارزش نهادن به نظرات دیگران بیش از هر چیز احترام خود و خواننده را حفظ کنیم.

 ضمنا" یک نکته جالب هم در مورد فیلتر شدن جستجوی کلمه پورنجاتی در اینترنت اینکه علت این فیلترینگ چیزی نیست به جز شباهت املاء کلمه پورنجاتی در زبان انگلیسی به کلمه "پورن"!!!!!!

و به قول دوست عزیزم آلپر:پورن جاتی!!!!این دیگه آخرشه!!!!

پیشاپیش عید سعید فطر را خدمت حضرت ولی عصر(ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)و همه شما دوستان تبریک میگویم.

برای عید سعید فطر اگر عمری باقی باشد با یک غزل ناب از حافظ خدمت می رسم.

التماس دعای خیر

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 13:45  توسط سید عبدالحمید  | 

علی...

سلام علیکم

این روزها عطر یاد مولا علی(ع) دل شیعه را رنگ و بویی دیگر داده است.هنوز صدای عدالت را از دیوارهای مسجد کوفه می توان شنید.هنوز کوچه های کوفه از اثر قدمهایی می گویند که درد بشریت را به دوش می کشید.دردی که فقط و فقط چاه تحمل شنیدنش را داشت و سیاهی شب توان پوشاندنش را.

هر وقت به دالان پیچ در پیچ دراز تاریخ سرکی میکشم و نگاهی به تاریخ پر از فراز و نشیب اسلام و خاصه تشیع می اندازم به تنها نتیجه ای که می رسم اینست که تشیع مظلوم است اما مظلومیتی نه از جنس جور حکام جائر و نه از بی وفائی مردم هم عصر بلکه از جور به اصطلاح پیروان تشیع که ندانسته و بدون اینکه خودشان اراده کنند بیشترین ستم را علیه تشیع روا داشتند.

جای دوری نمی رویم بگذارید از دو روایت شروع کنیم:

۱-مولا علی(ع) در مسجد بعد از تمام شدن نماز رو به مامومین(همه مامومین شیعه بوده اند)کرده و می فرمایند:سلونی قبل ان تفقدونی.

فقط کسی جرات این ادعا را دارد که به واسطه علم لدنی در دریا مواج و پر در و گوهر علم غوطه میخورد و هر دم از شراب ناب علم توحیدی سر مست و مدهوش می شود.

آنگاه شخصی بلند می شود و می پرسد:یا علی(ع) من چند تار مو در سر دارم؟؟؟؟؟

۲-بنیانگذار فقه ناب جعفری آقا امام صادق در بیان کج فهمی و ندانم کاری برخی از اطرافیان میفرمایند:

قسم ظهری رجلان جاهل متنسک و عالم متهتک.

برای قضاوت در این مورد کافیست کمی فکر کنیم.یعنی برخی علما هم...؟؟؟

اگر نگاهی به آثار روشنفکران دینی معاصر علی الخصوص معلم شهید دکتر علی شریعتی بیندازیم خواهیم دید که در دوره حکومت فاسد پهلوی که روشنفکران و قشر خاصی از حوزویان که دغدغه موجه کردن حکومت و پیدا کردن نسبت بین حاکمان و خدا و ائمه را نداشتند و در پی حقانیت شیعه بودند نه چیز دیگری از دردی می سوزند به نام کج فهمی.

شریعتی و شریعتی ها مظلومیت شیعه را در این نمی دیدند که علی را دست بسته به اسب بستند و دور شهر گرداندند و یا اینکه فاطه(س)را بین در و دیوار کتک ردند که بر عکس تکیه بر مسائلی از این دست که تاریخ نیز دز آن شک و شبهه وارد کرده است نه تنها سندی بر مظلومیت شیعه بلکه نماد ناتوانی عالمان دینی در جذب توده مردم به سوی مغز و محتوایی میدانند که در زیر پوسته شرع و فقه قرار دارد.

و در سالهای اخیر با رواج لجام گسیخته مداحی ها و ثنا گوئی های کفر آمیز و حمایت حاکمیت از آنها این غده چرکین اجازه دست اندازی و رسوخ به دیگر ابعاد مکتب تشیع یافته و تبدیل به مرضی مزمن شده است.

دیشب توفیقی دست داد و از محضر دکتر کدیور مطابق سنوات بهره مند شدم.موضوع بحث دیشب شفاعت و شرایط آن بود که به قول خود دکتر کدیور قرار بود موضوع بحث مظلومیت خداوند باشد که به دلیل جلوگیری از نا امیدی موضوع را عوض کرده اما محتوا همان بود.

بیایید بر مصیبت شیعه و مولایش علی(ع) بیاندیشیم.

و در آخر گوشه ای از کویریات معلم شهید:

مرا در اینجا در این تنهائی جاوید و ساکتم آرام بگذار!تو بیست سال دیگر بی من باید دست در آغوش لحظات سرشار از بودن و زندگی کردن باشی؛باشی و زندگی کنی.باشی و زندگی کنی...باشی و زندگی کنی....

آری باشی و زندگی کنی....که دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا سطح بلندترین قله عشقهای بلند پائین نخواهم آورد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 11:46  توسط سید عبدالحمید  |